در اوج چكاد عبوديت
به مناسبت سالروز ميلاد حضرت زينب (س)
منبع اين مقاله : روزنامه رسالت شماره 6964 - سه شنبه 31 فروردين 1389 - 05/جمادى الأول/1431 - Tuesday, April 20, 2010
اسدالله افشار
حضرت زينب كبري عليها الاسلام در روز پنجم جمادي الاول سال پنجم يا ششم هجري قمري در شهر مدينه منوره متولد گرديده و جهان را به قدوم خويش مزين فرمودند. نام مبارك آن بزرگوار زينب و كنيه گراميشان امالحسن و امكلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صديقه الصغري، عصمه الصغري وليهالله العظمي، ناموسالكبري، شريكه الحسين، عالمه غير معلمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت اولين پيشواي شيعيان حضرت امير المومنين علي بن ابيطالب عليه السلام و مادر گرامي آن بزرگوار حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها ميباشد. در آن زمان كه صديقه كبري (عليها السلام) به اين گوهر درياي عصمت و طهارت باردار بود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه حضور نداشتند و به سفري رهسپار بودند. هنگامي كه وجود مقدس زينب كبري (سلام الله عليها) متولد گشت صديقه طاهره (عليه السلام) به اميرالمومنين(عليه السلام) فرمود كه چون پدرم در سفر است و در مدينه حضور ندارد شما اين دختر را نام بگذاريد. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نميگيرم. صبرنما كه به اين زودي رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامي كه صلاح بداند بر اين كودك مينهد. هنگامي كه سه روز گذشت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مراجعت نمود و همانگونه كه رسم و سيره رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بود نخست به منزل حضرت زهرا (عليهالسلام) وارد گشتند. امام علي (عليه السلام ) خدمت آن حضرت عرض كرد: يا رسول الله! خداوند متعال دختري به دخترت عطا فرموده است نامش را معين فرماييد. فرمود: اگرچه فرزندان فاطمه اولاد من ميباشند لكن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحي ميباشم. در اين حال جبرئيل نازل شد عرض كرد: يا رسولالله! حق تو را سلام ميرساند و ميفرمايد: نام اين مولود را زينب بگذار چرا كه اين را در لوح محفوظ نوشتهايم. رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسباند، بوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود: به حاضرين و غايبين امت، وصيت مينمايم كه حرمت اين دختر را پاس بدارند. همانا كه او به خديجه كبري (عليها السلام) شبيه است.
صفات برجسته زينب كبري (س):
حضرت زينب كبري عليها السلام دوران كودكي را در آغوش پرمهر رسالت و امامت سپري كرده و در دامن عصمت و طهارت باليده و به صفات والاي انساني و فضايل و كمالات معنوي و ملكوتي آراسته گرديد. از اين رو آن حضرت داراي صفات برجستهاي است كه وي را از ساير بانوان عالم ممتاز ميسازد. صبر و شكيبايي، زهد و تقوي، فصاحت و بلاغت، دانش و بينش، حلم و حزم، تدبير و سياست، سيادت و بزرگواري، جلالت شخصيت و عظمت روحي، پايداري و ثبات قدم در راه هدف، قوت قلب و ارادهاي فولادين، راستي و امانتداري، دفاع خالصانه از حق و حقيقت، حمايت از يتيمان و ضعيفان، شرافت و فضيلت خانوادگي، عبادت و انقطاع از خلق، مهر و عطوفت در حد اعلاي خود، تعليم و تربيت انسانها، پرورش فرزندان پاك و صالح، همسر داري و خانه داري، عزت نفس، وفاداري در عهد و پيمان، از جمله ارزندهترين صفات اين شير زن عاشورايي است كه از خاندان وحي و نبوت و پنج تن آل عبا به ارث برده است. بررسي اجمالي تاريخ زندگي اين بانوي با عظمت، اين حقيقت را نمايان ميسازد. در مورد شخصيت برجسته عقيله بني هاشم و فضايل و مناقب آن بانوي بزرگوار كتابها و مقالات فراواني به رشته تحرير در آمده است اما در بسياري از آنها به نقش زينب كبري عليها السلام در حماسه عاشورا پرداخته و از بركات وجودي آن حضرت از ولادت تا قبل از عاشورا كمتر سخن به ميان آمده است. البته اين امر شايد بدين علت باشد كه زينب كبري عليهاالسلام به عنوان بارزترين جلوه عفت و عصمت، در ايام نوجواني و جواني در پس پرده بوده و كمتر كسي ميتوانست از زندگي آن حضرت گزارش دهد.
دانشمند معلم نديده:
مهمترين امتياز انسان نسبت به ساير موجودات- حتي ملائكه- دانش و بينش اوست. و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم علي الملائكه فقال انبئوني باسماء هولاء ان كنتم صادقين. قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم: سپبس علم اسماء را همگي به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست ميگويي اسامي اينها را به من خبر دهيد. عرض كردم: تو منزهي. ما چيزي جز آنچه به ما تعليم دادهاي نميدانيم: تو دانا و حكيمي و برترين علمها علمي است كه مستقيما از ذات الهي به شخصي افاضه شود. يعني داراي علم لدني باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر عليه السلام ميفرمايد: و علمناه من لدنا علما. علم فراواني از نزد خود به او آموخته بوديم. (كهف/65)
زينب عليها السلام به شهادت امام سجاد عليه السلام داراي چنين علمي است. آنجا كه به عمهاش خطاب كرد و فرمود: انت عالمه غير معلمه و فهيمه غير مفهمه: تو دانشمند معلم نديده و فهميدهاي فهم نياموخته هستي. (شيخ عباس قمي، منتهي الآمال: تهران، علميه اسلاميه، چاپ قديم، 1331 هـ . ش، ج 1، ص 298)
سمبل پايداري:
اين بانوي بزرگ هم داراي زندگي درخشان و تاريخ سرشار از فضايل انساني و ارزشهاي اخلاقي است و نيز همه مراحل زندگي الهامبخش و درس آموزش با حوادث اندوهبار و درد و رنج آميخته بود.
در بخش مهمي از عمرش به طول ربع قرن با فاجعه جانسوز رحلت نياي گرانقدرش پيامبر و مادر شايستهاش فاطمه و رخدادهاي سخت ديگري روبرو گرديد. آنگاه با روزگار سختي روبرو شد كه پدرش اميرمومنان خانهنشين گرديد و آزادي و امنيت و همه امكانات از او سلب شد، سپس هجرت پدر ش از مدينه به كوفه كه مركز حكومت پدرش گرديد، پيش آمد و از پي آن اراده حكيمانه الهي او را با شهادت پدر- يعني حادثه دردناك و فاجعه تكاندهندهاي كه آسمانها را به لرزه درآورد- داغدار ساخت. به دنبال آن شاهد و ناظر جنگ ظالمانهاي بود كه معاويه بر ضد برادرش حضرت مجتبي عليه السلام و شيعيان او شعلهور ساخت و پس از آن هم با نقشه ابليسي خويش آن حضرت را با سم خيانت به شهادت رسانيد و سيطره استبدادي خويش را به ضرب زور و فريب و خيانت و تطميع به جهان اسلام تحميل كرد. پس از سالياني چند ناگهان آن بانوي قهرمان با رخداد ديگري كه به راستي بزرگترين فاجعه تاريخ بود روبرو گرديد. فاجعه تكاندهنده و خونباري كه داراي ابعاد گوناگون و مسيري طولاني بود اما شگفت اينجاست كه اين بانوي قهرمان در برابر اين حوادث سخت و شكننده قهرمانانه و نستوه، پايداري ورزيد و بيآنكه احساس شكست يا پريشاني نمايد و يا اعصاب پولادين خويش را از دست بدهد و يا بر هوشمندي و آگاهي و درايتش خدشهاي وارد آيد رسالت سترگ و پرشكوه خويش را از آغاز تا انجام به شايستگي انجام داد و پا به پاي انجام وظيفه و رساندن پيام به مدينه بازگشت.
تعبير يك رويا:
هنوز پنج سال از تولد زينب عليهاالسلام نگذشته بود كه هنگامه رحلت پدر بزرگ گرامياش رسول الله صليلله عليه و آله فرا رسيد. در يكي از آن روزهاي غمبار و حادثهساز بود كه زينب عليها السلام صبح زود براي تعبير رويايي كه شب قبل با ديدن آن پريشان شده و روحش را آزار ميداد به كنار بستر جدش رسول اكرم صلي الله عليه و آله شتافته و عرضه داشت: اي جد بزرگوار! خواب ديدم كه در اثر وزش تند بادي، هوا تاريك شد و من از وحشت آن در پشت درخت بزرگي پناه گرفتم كه ناگهان آن درخت عظيم دراثر فشار باد از جاي كنده شد. خود را به درخت ديگر رساندم كه شاخه همان درخت بود، اما تند باد سخت آن را نيز از جاي بركنده و با خود برد. پس از آن به شاخهاي ديگر از آن درخت پناه بردم آن هم شكست. آنگاه خود را به دو شاخه باقيمانده رساندم اما آنها نيز يكي بعد از ديگري در مقابل وزش توفان از من جدا شدند و من از شدت اضطراب از خواب بيدار شدم. با شنيدن سخنان دختر 5 ساله، اشك در چشمان پيامبر حلقه زد و فرمود: دخترم! آن درخت بزرگ من هستم كه از ميان شما ميروم و شاخه اول آن مادرت فاطمه عليها السلام است، شاخه دوم پدرت علي عليه السلام و دو شاخه ديگر برادرانت حسن و حسين عليهما السلام هستند كه با رفتن آنها جهان تيره و تار ميگردد.(زينب الكبري، ص 34)
هوش و ذكاوت:
صاحب كتاب (اساور من ذهب) درباره حافظه و ذكاوت آن بانوي بزرگوار چنين مينويسد: در اهميت هوش و ذكاوت آن بانوي بزرگوار همين بس كه خطبه طولاني و بلندي را كه حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا صلوات الله و سلامه عليها در دفاع از حق اميرالمومنين عليهالسلام و غصب فدك در حضور اصحاب پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ايراد فرمودند.
حضرت زينب عليها السلام روايت فرموده است و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حديث و علم از آن حضرت روايت نموده و از آن حضرت به عقيله تعبير ميكند. چنانچه ابوالفرج اصفهاني در مقاتل مينويسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام الله عليها را از حضرت زينب سلام الله عليها روايت كرده و ميگويد: حدثتني عقيلتنا زينب بنت علي عليهالسلام...
دقت كنيم كه حضرت زينب عليهالسلام با اينكه دختري خردسال (يعني هفت ساله و يا كمتر) بود اين خطبه عجيب و غرا را كه محتوي معارف اسلامي و فلسفه احكام و مطالب زيادي است با يك مرتبه شنيدن حفظ كرده و خود يكي از راويان اين خطبه بليغه و غراء ميباشد.
عبادت و بندگي:
زينب عليهاالسلام به خوبي از قرآن آموخته بود كه هدف از آفرينش و خلقت انسان رسيدن به قله كمال بندگي است. «ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون»: «من جن و انس را نيافريدم جزء براي اينكه عبادت كنند.» (ذاريات /56)
او عبادتها و نماز شبهاي پدر و ما در را از نزديك ديده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسين عليهالسلام در شب عاشورا به عباس فرمود: «به سوي آنان باز گرد و اين شب را تا فردا مهلت بگير، شايد بتوانيم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پيشگاه خدايمان مشغول شويم. خدا خود ميداند كه من نماز، قرائت قرآن، زياد دعا كردن و استغفار را دوست دارم.» در اين جملات صحبت از اداي تكليف نيست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است.حضرت زينت عليهاالسلام نيز از عاشقان عبادت و شب زندهداران عاشق بود و هيچ مصيبتي او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد (ع) فرمود: «عمهام زينب در مسير كوفه تا شام همه نمازهاي واجب و مستحب را اقامه مينمود و در بعضي منازل به خاطر شدت گرسنگي وضعف، نشسته اداي تكليف ميكرد.»آن حضرت حتي در حساسترين شب زندگي؛ شب هجران از حسين (ع) و برادران، تهجد و شبزندهداريش را ترك نكرد. از فاطمه بنتالحسين(ع) نقل شده است كه فرمود: «عمهام زينب در تمام شب عاشورا در محراب خويش ايستاده و به پروردگارش استغاثه ميكرد.»امام حسين عليهالسلام كه خود معصوم و واسطه فيض الهي است هنگام وداع به خواهر عابدهاش ميفرمايد: «خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن»! اين نشان از آن دارد كه اين خواهر، به قله رفيع بندگي و پرستش راه يافته و به حكمت و هدف آفرينش دست يازديده است.
روز پرستار:
يكي از سيرههاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دستگيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد؛ همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.
پرستار بزرگ صحراي كربلا، در آن روز سخت، وظايف سنگيني به عهده داشت: تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال، همچنين ايشان به مراقبت از حضرت سجاد(ع) نيز كه در بيماري شديد به سر ميبرد، مشغول بود. حيف است زينب سلامالله عليها را تنها پرستار بيمار بخوانند زيرا پرستاري از بيمار يكي از كوچكترين مسئوليتهاي حضرت زينب سلامالله عليها بود و هرچند پرستاري وظيفه سنگين و ارزشمندي است و پرستار متعهد بايد با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملايمات براي انجام خدمتش بنمايد و چنين كاري از عهده هركس برنميآيد ولي با اين حال مقام زينب كبري سلامالله عليها، آن قدر والا و عظيم است كه بايد او را پرستار نهضت و انقلاب حسيني بناميم، زيرا اين پرستاري به مراتب مهمتر و سرنوشتسازتر از پرستاري بيمار بود.روز ولادت شير زن واقعه كربلا كه توانست با پيامرساني، شايستگي زنان را در تاريخ به منصه ظهور رسانده و ضامن بقاي اسلام باشد و از بازماندگان حادثه تلخ عاشورا مراقبت و پرستاري كند، روز پرستار ناميده شده است. در كشور ما نيز پرستاران، در طول هشت سال دفاع مقدس، بهرغم كمبودها و مشكلات، خالصانه و بيريا در جهت بهبود وضعيت بيماران تلاش كردند و غالباً به جاي اينكه در آغوش گرم خانواده به سر ببرند، بر بالين مجروحان جنگي حاضر شده و از آنان مراقبت كردند و در اين راه مشقتهاي بسياري را متحمل شدند.در خاتمه شايسته است از پرستاران فداكار و بيتوقعي ياد كنيم كه همواره از مهرباني و دلسوزيشان بهرمند بودهايم، به مادراني كه همواره در زندگي، شيرزناني همچون زينب (س) را براي خود الگو قرار داده تا در رويارويي با مصائب و دشواريهاي زندگي، مرهمي بر دلهاي مجروحمان بگذارند. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «هركس يك شبانه روز از بيماري پرستاري كند، خداوند او را با ابراهيم خليل محشور ميكند.»اين ميلاد بزرگ پربركت را به عموم مسلمانان جهان خاص شيعيان ايران اسلامي وجامعه پرستاران، صميمانه تبريك و تهنيت ميگوييم.